دكتر دين رادين جزو افراد برجستهايست كه تحقيقات علمي بسياري در زمينه ادراك فراحسيESP)) انجام داده و به نتايج قابل توجهي هم دست يافته است. آنچه از دكتر دين رادين موجود است تنها ردپايي از تحقيقات وي و نتايج ارزندة آنهاست و با اينكه تاكنون مصاحبهها، گزارشات، مقالهها و برنامههاي تلويزيوني مختلفي از وي ثبت و ضبط شده است ولي او جز در زمينة فعاليت تحقيقياش، اطلاعات بيشتري در مورد خودش ارائه نداده است.
سؤال: تعريف شما از فراروانشناسي چيست و شما چه موضوعاتي را مربوط به فراروانشناسي نميدانيد؟
جواب: فراروانشناسي دراصل يك نوع علم و مطالعه پژوهشگرانه درمورد وقايع غيرعادي خاصيست كه انسانها آن را تجربه ميكنند. به اين تجارب، پديدههاي روحي گفته ميشود. با مطالعه فراروانشناسي متوجه ميشويم همه چيز آنطور كه ما فكر ميكنيم نيست و رابطة علت و معلولي به آن شكلي كه تاكنون در تصور ميآمد، نميباشد.
بههمين دليل به اين پديدهها، پديدههاي غيرعادي( (anomalousهم گفته ميشود. اين پديدهها به دودستة كليESP و PK تقسيم ميشوند. البته گروهي دستة سومي را تحت عنوان زندگي بعد از مرگ كه شامل NDE، تجسم ارواح و تناسخ ميشود را به اين دو دسته اضافه كردهاند.
برخي به اشتباه فراروانشناسي را با موضوعاتي مثل ستارهشناسي، جادوگري، آينده بيني، مغزخواني،اشياء پرنده، پاگنده (Bigfoot)، پاگانيزم، خونآشامي، كيمياگري و ... اشتباه ميگيرند. افرادي كه در اين زمينهها فعاليت ميكنند عموماً كار علمي روي موضوعات انجام ميدهند. برخلاف تصور عموم، فراروانشناسي به مفهوم توجه و مطالعه روي هر موضوع عجيب و غريب و نامأنوس نميشود و در اصل فراروانشناسي مفهومي عميقتر از آنچه در ذهن داريم، دارد.
س: فراروانشناسان روي چه موضوعاتي تحقيق و بررسي ميكنند؟
ج: به عقيده بسياري از فراروانشناسان، جذابترين بخش فراروانشناسي عبور از سد فضا و زمان است و رسيدن به مرزهاي ناشناختگي. آنها در آزمايشات خود متوجه رابطة ذهن و ماده ميشوند. شايد بتوان كار اصلي فراروانشناسان را تحقيق روي مقولههاي اصلي فراروانشناسي به شرح ذيل بيان كرد: مقولة اصلي، مقولة قابليتهاي فرارواني(psi) وسايكيكها هستند كه خود شامل دستهبنديهاييست.ESP (بهمعناي ادراك فراحسي): اين اصطلاح شامل پديدههايي همچون تلهپاتي، روشن بيني و پيشآگاهيست. pk (بهمعناي روانجنبشي) يا سايكوكينهسيس: اين اصطلاح شامل تأثيرگذاري ذهني براجسام فيزيكي و تأثيرگذاري ذهني بر سيستمهاي زنده (Bio-pk) ميشود. انواع ديگري هم از پديدههاي فراروانشناسي وجود دارد كه شامل تجارب نزديك به مرگ(NDE) بهمعناي تجارب افراديست كه براي مدت زمان كوتاهي مرگ (و آنچه كه در آن مدت زمان براي او اتقاق ميافتد) را تجربه ميكنند، تجربه خروج از بدن (OBE)، زندگي دوباره، پولترگايست (سطح بالاتر و وسيعتري از PK كه مربوط به ارواح است) شامل ميشود و همچنين Haunting كه شامل صداها و حركات اشياء و تجارب تكرارشونده در مناطق خاص ميگردد.
شايد به ظاهركليه اين مقولهها بهنوعي شبيه بههم باشند ولي بايد گفت از ديدگاه علمي هر كدام مقولهاي جداگانه هستند و بصورت جداگانه هم مورد بررسي قرار ميگيرند.
س: چرا موضوع فراروانشناسي اينقدر جذابيت دارد؟
ج: فراروانشناسي براي بسياري جذاب است زيرا زماني كه به تحقيقات آن مشغولند متوجه ميشوند كه دانش علمي ما نسبت به طبيعت جهان بسيار ناقص است و تواناييها و پتانسيلهاي بالقوه بشر بسيار وسيع. از طرفي حين تحقيقات اين حقيقت خود را نشان ميدهد كه تصورات غلطي همچون جدايي ذهن و جسم مفهومي ندارد و اشتباه محض است. و از سويي تصوراتي كه در مورد عباراتي مثل «معجزه» بكار برده ميشود گاهاً اشتباه است.
مقوله فراروانشناسي براي افراد مختلف در طيفهاي مختلف جذابيتهاي متفاوتي دارد.
فيزيكدانها به فراروانشناسي علاقمندند چون ميبينند آنچه كه علم درمورد فضا ـ زمان ارائه داده و يا در مورد انتقال انرژي و اطلاعات اظهار داشته ناقص و بعضاً نادرست است. بيولوژيستها به فراروانشناسي علاقه دارند چون در طبيعت روشهاي حسي متفاوتي را مشاهده ميكنند، گويي حضور ديگري هم وجود دارد. به همين ترتيب روانشناسان، ارتباط جديدي از ذهن و حافظه را در فراروانشناسي مشاهده ميكنند و فيلسوفها هم با مسايل تازهاي از جمله نقش ذهن در جهان فيزيك و طبيعت فاعل و مفعولي مواجه ميشوند.
عامه مردم هم به فراخور سطح دانش و اطلاعات خود جدابيتهاي متفاوتي در فراروانشناسي ميبينند.
س: آزمايشات اصلي و مهم در زمينه فراروانشناسي چه آزمايشاتي هستند؟
ج: يكي از معروفترين آزمايشات ESP كه اولين بار دكتر جي.بي.راين و همكارانش در دهة 1930 تا دهة 1960 كار وسيعي روي آن انجام دادند، آزمايش معروف كارتهاي قرمز است. اين كارتها شامل 5 كارت با تصاوير دايره، خطوط موجدار، ستاره، ضربدر و مربع ميباشد. هدف در اين آزمايش حدس زدن درست كارتها توسط شخص شركتكننده است. البته درحال حاضر اين آزمايش بهندرت توسط متخصصان حرفهاي مورد استفاده قرار ميگيرد. شايد بتوان گفت امروزه معروفترين و اصليترين آزمايشات فعلي فراروانشناسي در 4 مقوله كلي قرار ميگيرند: آزمايشات تأثيرگذاري با استفاده از دستگاههاي مولد اعداد تصادفي (REG)، مشاهده از راه دور.
س: اگر بخواهيد نتايج آزمايشات خود رادر يک جمله بيان کنيد ، چه می گوييد ؟
ج: نتايج تحقيقات نشان ميدهد که مکانيزم ناشناختة ذهن انسان توانمنديهاي بسيار بالايي دارد. بهطور مثال میتواند اطلاعات را منتقل کند، جزئياتی در مورد مناظر بصری در هر جايي از کرة زمين را در اختيار قرار دهد، میتواند وقايعی از آينده را پيشگويي نمايد، و ديگر اينكه قادر است مستقيماً روی اشيای فيزيکی تأثير بگذارد و آنها را به حرکت درآورد، هر چند اين تأثيرگذاری خيلی کم باشد و. . .
س: با اين که تاکنون آزمايشات بسياری در حوزه فراروانشناسی انجام شده، چرا هنوز تناقضات و ترديدهايي در اين زمينه مشاهده ميشود؟
ج: شايد يكي از دلايل اين قضيه رسانههاي گروهي باشند كه موضوعيت اصلي فراروانشناسي را بهگمراهي ميكشانند و گاهي اين قضية علمي را با داستانسرايي و قصهها يكسان ميپندارند. همين مسئله موجب نوعي سردرگمي در مردم ميشود و مسايل تحقيقات علمي را جدي نميگيرند. البته بايد گفت فهم و درك واقعيت اصلي فراروانشناسي هم كار سادهاي نيست و افراد عامي كه با مسايل آماري آشنايي چنداني ندارند، نميتوانند بهراحتي به نتايج حاصل شده اعتماد كنند. بههمين دليل چنين افرادي وارد بحثهاي حاشيهاي ميشوند و چشم به رسانههاي گروهي ميدوزند تا ببينند رسانهها چه مطلبي به آنها ارائه ميدهند.
دليل دوم اين است كه تنها نشريههاي تخصصي روي اين مطالب كار ميكنند و بسياري از شواهد و نتايج آزمايشات بهصورت خيلي جزئي در جامعه منعكس ميشود. حتي گاهي اوقات اكثر افراد درجريان آزمايشات علمي قرار نميگيرند و از آنها بياطلاع ميمانند.
دليل سوم اين است كه اكثر قريب به اتفاق مردم از پذيرفتن مسايل مربوط به psi درنوعي نگراني و ترس بهسر ميبرند و شايد اگر چيزي هم در اين زمينه بشنوند، ناديده بگيرند. دلايل اين مسئله هم واضح است: عدهاي مسايل فراروانشناسي را با نيروهاي جادويي و جادو و جادوگري مرتبط ميدانند. برخي ميترسند با توجه به اين مسايل از مرزهاي زندگي عادي خود خارج شوند. برخي ديگر از اين ترس دارند افرادي ذهنشان را بخوانند و از اسرارشان مطلع شوند. بعضيها هم از اين نگرانند اگر به اين مسايل توجه كنند مورد تمسخر سايرين قرارگيرند و مردم آنها را ديوانه بپندارند و بعضيهاي ديگر اين مسايل را خرافات ميدانند وحتي گاهي خطرناك. گاهي عدهاي ميترسند كه در زندگيشان مسايل عجيب و غريب رخ دهد و تعادل زندگيشان برهم بخورد و گاه عدهاي ديگر از اين ترس دارند كه به بيماريهاي ذهني و رواني دچار شوند. گاهي هم بهدليل اينكه با توجه به مسايل فراروانشناسي، مجبور ميشوند برخي عادات غلط و نادرست و اعتقادات ريشهدار نادرست خود را تغيير دهند، درمقابل چنين تغييري واكنش نشان ميدهند و بهطوركلي آن را رد ميكنند.
اعتقادات، باورها و انديشههاي نادرست و خرافي و موهوم موجب شده در اكثر جوامع مسايل فراروانشناسي در جايگاه درست خود قرار نداشته باشد. بههرحال اين آزمايشات و تحقيقات در جريان است و همچنان جديتر از قبل به كار خود ادامه ميدهد.
س: آيا شما يک سايکيک هستيد؟ آيا خودتان هم تواناييهایESP داريد؟
ج: در اين مدت زمان طولانی که به کار تحقيق در زمينه psi مشغول بودم بدين نتيجه رسيدم که هر شخصی تا حدی تواناييهای psi دارد. منحنی آن همانند منحنی زنگولهایست. از نظر آماری هر کسی در نقطهای از اين منحنی قرار گرفته است. خود من هم در يک سری آزمايشات شرکت کرده و تواناييهايم را مورد سنجش قرار دادهام.
س: آيا تا کنون تجربة عميق و خاصی در زمينة ماوراءالطبيعه داشتهايد؟
ج: راستش به ياد نمیآورم. فكر نميكنم تاكنون تجربهای خاص و عميقي داشتهام که زندگيم را به يکباره تغيير داده و يا مرا عميقاً به فکر فروبرده باشد.
س: اين تحقيقات چه تأثيری در بينش و نحوة تفکرتان نسبت به زندگی، هوشياری و حقيقت و . . . ايجاد نموده است؟
ج: پاسخ دادن به اين سئوال کمی مشکل به نظر می رسد. تقريباً بيشتر زندگیام را در اين مسير گذراندهام و شايد تاکنون موضوعی بيش ازpsi ذهنم را به خود مشغول نکرده تا بتوانم آنرا با تحقيقات فوقطبيعت مقايسه کنم. تا کنون هيچ موضوعی اينقدر برايم جذاب نبوده است. در آزمايشگاه بل و در ميان همکارانم از همه بيشتر به اين موضوعات علاقمند بودم و شايد بههمين دليل کل مسير زندگيم و فعاليتهايم را در همين زمينه گذاشتهام.
مصاحبه كننده: از اينكه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزارم.